43-هدیه

چند هفته بعد ، در یک روز درخشان تابستانی،رت از راه رسید.جعبه کلاه بزرگی که بسیار زیبا به نظر می رسیددر دست داشت.بعد از اینکه مطمین شد کسی جز اسکارلت در خانه نیست در را باز کرد و به درون رفت. کلاه از میان کاغذ های نازک و لطیف پدیدار شد. کلاهی بود زیبا و مطبوع آنچنان که اسکارلت از شادی فریاد زد:اوه چه چیز قشنگیه!!
طراحی و نقاشی صحنه های بر گزیده از رمان معروف بر باد رفته اثر مارگارت میچل
تصویر سازی،طراحی، وب سایت شخصی منصوره صحرایی
www.tarrahi-koodak.ir

/ 1 نظر / 7 بازدید
puran

سلام دوست من یه پیشنهاد ویژه و توپ تو میتونی از همین وبلاگت کسب درآمد کنی چجوری؟ از طریق تبلیغات به صورت پاپ آپ یه سر به این سایت بزن ;)